مقام انسان چاپ
شنبه, 08 فروردین 1394 ساعت 16:14

مقام انسان

مقام انسان-

بارزترین مقامی که خداوند برای آدمی مقدر فرموده است، مقام خلافت الهی است. هر خلیفه و جانشینی در محور خلافت و نیابت، وظایفی بر عهده دارد که به هنگام غیبت آن کس که وی جانشین اوست، این وظایف را انجام می دهد و معنا ندارد که مثلا در عین حضور یک شخص عالم و قادر، شخص دیگری نیز جانشین او قرار بگیرد و همان کارهایی را که او انجام می دهد، این جانشین نیز به نیابت و خلافت انجام دهد.

با این بیان، در بحث خلافت انسان از خدا به پرسشی اساسی برمی خوریم و آن اینکه خدای سبحان پیوسته در ظهور و حضور است و نه تنها غیبت و عدم حضور او بلکه تصور آن نیز ناممکن و مستحیل است؛ زیرا ادراک هستی نامحدود و ادراک محدودیت و غیبت، جمع شدنی نیست؛ پس معنای خلافت انسان و حقیقت آن چیست؟ خداوندی که مبدأ و معاد و ظاهر و باطن تمام هستی است؛ «هو الأول و الاخر و الظهر و الباطن و هو بکل شی ء علیم؛ اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به هر چيزى داناست.» (حدید/ 3)

چگونه ممکن است حتی برای لحظه ای نایب پذیر باشد و آن خدای عالم و شاهد و مشهودی که سیطره علمی و شهودی اش بر سراسر هستی همواره برقرار است و هیچ گروه به خلوت نشسته ای نیست، مگر اینکه او در کنار آنان است و از رازهایشان آگاه، چرا و چگونه جانشین داشته باشد و برای خویش خلیفه تعیین نماید؛

«ألم تر أن الله یعلم ما فی السموت وما فی الارض ما یکون من نجوی ثلثة إلا هو رابعهم و لا خمسة إلا هو سادسهم ولاأدنی من ذلک و لا أکثر إلا هو معهم أین ما کانوا ثم ینبئهم بما عملوا یوم القیمة إن الله بکل شی ء علیم؛ آيا ندانسته ‏اى كه خدا آنچه را كه در آسمانها و آنچه را كه در زمين است مى ‏داند هيچ گفتگوى محرمانه‏ اى ميان سه تن نيست مگر اينكه او چهارمين آنهاست و نه ميان پنج تن مگر اينكه او ششمين آنهاست و نه كمتر از اين [عدد] و نه بيشتر مگر اينكه هر كجا باشند او با آنهاست آنگاه روز قيامت آنان را به آنچه كرده ‏اند آگاه خواهد گردانيد زيرا خدا به هر چيزى داناست.» (مجادله/ 7)