يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِي لِلصَّلَاةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ "ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر گاه (شما را) برای نماز روز جمعه بخوانند فی الحال به ذکر خدا بشتابید و کسب و تجارت رها کنید که این اگر بدانید برای شما بهتر خواهد بود."
خطبه اول 15تیر 1397با امامت حجت الاسلام والمسلمین حاجی زاده امام جمعه محترم بخش بندپی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه, 19 تیر 1397 ساعت 11:11

 

 

به گزارش روابط عمومی دفتر امام جمعه بندپی غربی ، خطبه اول 15  تیر 1397 با امامت حجت الاسلام والمسلمین حاجی زاده امام جمعه محترم بخش بندپی غربی برگزار شد..

خطبه اول  97.04.15

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

أُصیکُم عِبادَاللهَ وَنَفسی بِتَقوَی اللهَ فَاِنّهُ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُعْظِمْ لَهُ أَجْرًا

*امیر مومنان علی (ع) در خطبه 193 نهج­البلاغه در توصیف متقین می­فرمایند:

إِنْ كَانَ فِي الْغَافِلِينَ كُتِبَ فِي الذَّاكِرِينَ وَ إِنْ كَانَ فِي الذَّاكِرِينَ لَمْ يُكْتَبْ مِنَ الْغَافِلِينَ

یعنی: از ویژگیهای انسانهای با تقوا این است که در همه زمانها و مکانها و حالات، به یاد خدا هستند و هرگز خداوند عالم را فراموش نمی­کنند،فرقی هم نمی­کند چه رمانی باشد و یا در کجا باشند،مجلس عزا باشد،عروسی باشد،محفل شادی باشدو یا غم.

*چرا که برخی­ها تصور می­کنند عبادت فقط برای مسجد است،نماز و روزه برای ماه مبارک رمضان است،روضه و توسل برای محرم است و به نوعی ابناءالزمان هستند و نان را به نرخ روز می­خورند.

*اما انسانهای متقی و مومن اینطور نیستند بلکه به تعبیر امیرمومنان علی (ع)، اینها کسانی هستند که اگر در جمع دوستانه،مهمانی­های فامیلی،در بازار و امثال ذلک قرار گرفت که آنها خدا را فراموش کردند،او هرگز از یاد خدا غافل نمی­شود و رنگ جماعت به خود نمی­گیرد و اگر در مجلس و محفل خوبان حاضر شد از جمع آنها هم عقب نمی­فتد و سعی می­کند خود را شبیه آنها در آورد و به آنها نزدیک شود این اثر تقوا است که امیدواریم.

موضوع بحث:انسان شناسی در قرآن کریم بود.

*عرض شد غالب انسانها بواسطه­ی توهمات و تخیلات که مانند  سراب است،به دنبال راهی می­روند که فکر می­کنند حقیقت است،تصور می­کنند راه سعادت است و گمان می­کنند که همین ر اه،

راه نجات و هدایت است،اما در واقع مسیر را گم کردند و یا به اشتباه رفتند،لذا دچار خسارت می­شوند.

*اصلا قرآن کریم، حتی یک چیز بالاتر ار این را هم می­فرماید و آن اینکه،انسان فی نفسه در خسرا ن به سر می­برد،وَ الْعَصْرِ  إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ، الا اینکه خودش را مجهز به عوامل نجات از خسارت کند.

*ببینید همه­ی آن آیاتی که اولئک هم الخاسرون و آیاتی که مشابه این است را وقتی ملاحظه کنید و مورد مداقه قرار دهید می­بینید که می­فرمایند:آنها سرمایه­های وجودی خودشان را تباه کردند و کل سرمایه­های خودشان را از بین بردند و چون این سرمایه­های وجودی خود را در راه غلط هزینه کردند،دچار خسران شده اند.

*خسران هم، به معنای نقصان راس المال و بلکه از بین رفتن اصل مال است و فرق دارد با ضرر،چرا که ضرر یعنی اینکه:اصل سرمایه انسان محفوظ می­ماند و صاحب سرمایه ،فقط،از سود آن بهره­ای نمی­برد و یا بهره اندکی می­برد. اما خسران یعنی اینکه: انسان اصل سرمایه­اش نابود می­شود بنابراین قرآن کریم درباره بعضی انسانها می­فرماید اینهاخسارت می­بینند نه ضرر.

*علی ای حال:انسانها،به جهت دارا بودن یک خصوصیتی به نام،حب به ذات، غالبا ضعفهای خود را نمی­بینند و اتفاقابه دلیل ندیدن همین ضعفها در وجود خود، هم غافل از سرمایه­ها  و استعدادهای درونی خود هستند که انسان را می­تواند به کمالات انسانی و الهی برساند و هم غافل از شناخت و کنتر ل دقیق غرائز و تمایلات نفسانی خود هستند که ممکن است انسان را تا مرز حیوانیت هم برسانند.

* لذا قرآن کریم در یک هشدار جدی،خطر نفس اماره را که اگر کنترل نشود انسان را به نابودی می­کشاند و خطرناک بودن آن از خطر بنزین در کنار آتش هم شدیدتر است و با یک سهل­انگاری و بی­توجهی، آتش عظیمی را بوجود می­آورد که خسارت زیاد­ی به بار می­آورد،می­فرماید:

إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي

*بنابراین:در این راه و برای رسیدن به کمالات و سعادت دنیوی و اخروی، مجاهدت می­خواهد، مراقبت می­خواهد،مبارزه با نفس می­خواهد که امیر مومنان علی (ع) می­فرمایند:غایه المجاهده ان یجاهد المرء نفسه یعنی نهایت پیکار و مجاهدت این است که انسان با نفسش مبارزه کند.

و یا  پیامبر گرامی اسلام (ص) می­فرمایند:المجاهد من جاهد نفسه فی الله عز و جل یعنی مبارزه و رزمنده واقعی کسی است که در ز اه خدا با ن فسش مبارزه کند.

*چرا ؟چون این نفس انسان،سرکش و طغیانگر است و اگر کنترل نشود،اگر مهار نشود، عصیانگر و ا فسار گسیخته می­شود.

*جناب مولوی در مثنوی یک داستانی را نقل می­کند و در آنجا نفس آدمی را تشبیه می­کند به مار و می­گوید:یک مار گیر در فصل زمستان رفت بالای کوه،آن روز ار قضا با یک اژدهائی روبرو شد که زده و سر بازده بود و بی جان افتاده بود،او برای اینکه به مردم شه ر نمایش دهد و هم پولی بگیرد و هم به مردم نشان دهد که چه مارگیر قهاری هستم، این اژدهادی بی جان را گرفت و با خود آورد،بعد اینطور می­گوید:

مارگیری رفت سوی کوهسار                  تا بگیرد او به افسونهاش،مار

او همی جستی یکی ماری شگرف         گرد کوهستان و در ایام برف

اژدهائی مرده دید آنجا عظیم              که دلش از شکل او شد پر از بیم

مارگیر آن اژدها را بر گرفت                 سوی بغداد آمد از بهر شگفت

آفتاب گرم سیرش،گرم کرد                  رفت از اعضای او اخلاط سرد

نفست ازدهاست او کسی مرده است              از غم بی آلتی افسرده است

*لذا پیامبر گرامی اسلام (ص) می­فرمایند:اعدی عدوک نفسک

*بنابراین:خسارت برای کسی است که نفس خود را نتواند کنتر ل و نتیجه اش حسرت و شقاوت می­شود و به عکس کسی که نفس سرکش خود را تحت کنترل خود در آورد و آن را مهار کرد به یقین به سعادت خواهد رسید.

 

 

 

 

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

ذکر روز

لینک های مفید

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای

شورای سیاست گذاری ائمه جمعه

ستاد اقامه نماز

موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر

مرکز پاسخگویی به سوالات دینی

ائمه جمعه شهرستان بابل

وبلاگ قدیم

آموزش و پرورش بندپی غربی

شهرداری خشرودپی

نهاد کتابخانه های عمومی کشور

کانال تلگرامی دفتر امام جمعه بندپی غربی

اوقات شرعی



آمار بازدید

2683امروزmod_vvisit_counter
1165دیروزmod_vvisit_counter
13453این هفتهmod_vvisit_counter
11656هفته گذشتهmod_vvisit_counter
30441این ماهmod_vvisit_counter
61063ماه گذشتهmod_vvisit_counter
2744264کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

بازدیدکنندگان: 38 مهمان حاضر
IP شما: 54.161.49.216
 , 
امروز: 27 مرداد 1397