يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِي لِلصَّلَاةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ "ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر گاه (شما را) برای نماز روز جمعه بخوانند فی الحال به ذکر خدا بشتابید و کسب و تجارت رها کنید که این اگر بدانید برای شما بهتر خواهد بود."
انسان میتواند قابلیت ها و شایستگی ها را با تمرین و ممارست در خود ایجاد یا تصحیح کند، امام جمعه محترم بندپی غربی در خطبه اول نمازجمعه 12 مهر 98 مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
شنبه, 13 مهر 1398 ساعت 12:59

انسان میتواند قابلیت ها و شایستگی ها را با تمرین و ممارست در خود ایجاد یا تصحیح کند، امام جمعه محترم بندپی غربی در خطبه اول نمازجمعه 12 مهر 98

بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه اول

98  / 7 / 12

اُوصیکُم عِبادَ اللهَ وَ نَفسی بِتَقوی الله فَإِنَّهُ مَن یَتَّقِ اللهُ یُکَفِّرعَنهُ سَیِّئاتِهِ وَ یُعَظِّم لَهُ اَجرا.

موضوع بحث : انسان شناسی در قرآن کریم و عوامل سعادت انسانها بود.

به محضرشما عزیان رسید که پنجمین مانع از موانع تهذیب نفس و خودسازی ، عدم بهره گیری صحیح از قابلیت های درونی است و اینکه انسان چگونه می تواند این قابلیت ها و شایستگی ها را به دست بیاورد.

ببینید بر اساس آموزه های دینی و قرآنی، نظام هستی، برپایه نظام احسن طراحی و مدیریت می شود، لذا هیچ گونه کم و کاستی از ناحیه خداوند عالم در این نظام احسن نیست، بلکه این انسان است که قابلیت ندارد و یا از قابلیت های صحیح نهفته شده در او، درست استفاده نمی کند.

بنابراین : نمی تواند از پرتو انوار رحمت و احسان الهی بهره بگیرد، چنانچه انوار لطف خداوند مثل خورشید است که به طور یکسان بر همه هستی می تابد امّا هر کسی به اندازه ی ظرفیت و توان و قرب و بعد او به خورشید، از آن بهره می گیرد.

علی ای ّ حالٍ خداوند عالم، انسان را آفرید تا خلیفه الله باشد و در این مسیر به جائی برسد که جامع جمیع کمالات امکانی شود، امّا انسان چطور می تواند به این قابلیت و لیاقت و شایستگی برسد؟ ابتداءً اینکه: انسان باید خودش را بشناسد، چون تا خودشناسی نکند، قطعاً خودسازی هم نمی تواند بکند کما اینکه امیر مؤمنان علی (ع) در نهج البلاغه حکمت 149 می فرمایند: هَلَکَ أمرُءٌ لَم یَعرِف قَدرَهُ

یعنی کسی خودش را نشناسد و قابلیت خودش را نشناسد، هلاک می شود چرا که اگر انسان خودش و قابلیت و استعداد خودش را نشناسد، هرگز تلاشی هم برای رسیدن به انتظارات و آرزوها و آینده ی ایده آل و مطلوبش نمی کند لذا همین عدم حرکت و عدم تلاش زمینه ی هلاکت اورا فراهم می سازد.

انسانی که خداوند عالم در قرآن ازاو با « فَضَّلنا و کَرَّمنا » یاد می کند.

انسانی که مظهر اسماء و صفات الهی است

انسانی که خلیفه ی خدا در زمین است

انسانی که پرتوی از روح الهی در وجود اوست.

انسانی که حتی ملائکه الهی در خدمت او هستند و به او سجده کردند.

امّا در عین حال اگر در اثر جهل یا غرور یا غفلت از آن هویت انسانی و الهی خودش عدول کنند و اسیر هواها و هوسهای دنیوی شود، قطعاً از رحمت الهی دور می شود و بیچاره گی او حتمی است و قطعاً زندگی او هیچ حاصلی نخواهد داشت، به قول جناب باباطاهر:

دلا غافل ز سبحانی چه حاصل                 اسیر نفس و شیطانی چه حاصل

بود قدر تو افزون از ملائک                      تو قدر خود نمی دانی چه حاصل

بعد جناب مولوی گویا با عتاب و عقاب به این جور آدمها که استعداد ها و قابلیت های خود را نشناختند امّا نسبت به شناخت چیزهای دنیوی تلاش می کنند ، می گوید:

قیمت هرکاله می دانی که چیست        قیمت خود را ندانی، احمقی است

بد نیست این را هم بدانید که : ظرفیت ها و استعداد ها و قابلیت های انسان،

2 گونه است:

1. تغییر ناپذیر ، یعنی : برخی از امور در انسانها هست که چون جنبه ی وراثتی دارند، اصلاً قابل تغییر نیستند و یا اگر هم باشند، میزان تغییر آن در انسان، اندک است مثلاً : میزان هوش انسان و یا فرم چهره و بدن انسان که اگر هم بخواهد تغییر کند، میزانش اندک است.

2.قابلیت های تغییر پذیر در وجود انسان ، مثل: اوصاف و صفات اخلاقی در انسان که نوعاً حالت اکتسابی دارند، یعنی: انسان می تواند از محیط پیرامون خود و با اختیاری که دارد، آن صفات را کسب و یا در جهت تغییر آن اقدام کند.

مثلاً: اگر تا به حال رازدار نبود، می تواند در اثر تمرین و ممارست، انسان رازداری بشود، و یا اگر انسانی بود که اهل غیبت کردن بود، با اختیاری که دارد و تمرینی که می کند، از غیبت کردن دوری کند، و یا جزء کسانی بود که زود عصبانی می شد، با کنترل خشم خود، تبدیل به انسان صبوری شود.

گاهی هم می شود با مجازاتی هم که برای خودش در نظر می گیرد، در جهت تقویت قابلیت صفات حسنه تلاش کند، که این روش هم بسیار مناسب است و بزرگان هم گاهی خودشان را ملزم به آن می کردند.

می گویند شهید رجائی نذر کرده بود که هروقت نماز اول وقت از ایشان فوت شد، 3 روز را روزه بگیرد

نقل است در مورد آیت الله العظمی بروجردی رحمه الله که : ایشان آن زمانی که در بروجرد بود نذر کردند که اگر عصبانی شدند و نتوانستند خشم خود را کنترل کنند، یکسال روزه بگیرند، یک روز هم هنگام مباحثه ی علمی با یکی از شاگردان خود، به دلیل اینکه آن شاگرد مطالب غیر منطقی و بی ارتباط با موضوع بحث می گفت، طاقت نیاوردند و نسبت به او تندی کردند، لذا نذر ایشان شکست و بعد یکسال روزه گرفت.

بنابراین: می شود قابلیت ها و شایستگی ها را بدست آورد و یا اگر دارد، در جهت صحیح آن استفاده کرد تا زمینه ی خودسازی را فراهم کند.

 


 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

ذکر روز

آخرین اخبار بخش

لینک های مفید

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای

شورای سیاست گذاری ائمه جمعه

ستاد اقامه نماز

موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر

مرکز پاسخگویی به سوالات دینی

ائمه جمعه شهرستان بابل

وبلاگ قدیم

آموزش و پرورش بندپی غربی

شهرداری خشرودپی

نهاد کتابخانه های عمومی کشور

کانال تلگرامی دفتر امام جمعه بندپی غربی

اوقات شرعی



آمار بازدید

1019امروزmod_vvisit_counter
1555دیروزmod_vvisit_counter
10781این هفتهmod_vvisit_counter
11162هفته گذشتهmod_vvisit_counter
30847این ماهmod_vvisit_counter
46006ماه گذشتهmod_vvisit_counter
3424987کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

بازدیدکنندگان: 83 مهمان حاضر
IP شما: 3.227.233.78
 , 
امروز: 26 مهر 1398